سرفصل های دفاع شخصی
تکنیک های دفاع شخصی برای رهایی از مچگیری
اصل فنی رهایی از مچگیری یک جمله است: دست را به سمت شست حریف بچرخانید و بیرون بکشید، چون شست ضعیف ترین نقطه هر گرفتن است. زور بازو در برابر انگشتان جواب نمی دهد، ولی چرخش در جهت درست تقریبا همیشه جواب می دهد. هدف رهایی است، نه ادامه درگیری.

مچگیری رایج ترین شکل تماس اولیه است، چون گرفتن مچ ساده ترین راه کنترل کردن مسیر حرکت شماست. خبر خوب این است که ضعیف ترین حلقه هر گرفتن، شست است.
چرا شست نقطه ضعف است
وقتی کسی مچ شما را می گیرد، چهار انگشت از یک طرف و شست از طرف دیگر حلقه را می بندد. قدرت آن حلقه در نقطه اتصال شست و انگشت اشاره کمترین مقدار است. اگر دست را در جهتی بچرخانید که به سمت همان شکاف برود، حلقه باز می شود.
همین اصل توضیح می دهد چرا کشیدن مستقیم دست به عقب معمولا شکست می خورد: در آن مسیر با تمام قدرت مچ حریف رو در رو می شوید.
گرفتن با یک دست
- لحظه ای مکث نکنید. هرچه دیرتر واکنش نشان دهید، کنترل بیشتر می شود.
- آرنج خودتان را کمی خم کنید و دست را به سمت بدن خودتان بیاورید تا اهرم کوتاه شود.
- مچ را در جهت شست حریف بچرخانید.
- در همان لحظه دست را با یک حرکت سریع به بیرون بکشید و یک قدم به عقب بردارید.
قدم عقب رفتن بخشی از تکنیک است، نه چیزی اضافه. رهایی بدون ساختن فاصله، معمولا به گرفتن دوباره ختم می شود.
گرفتن با دو دست
وقتی هر دو دست حریف روی یک مچ شماست، از دست آزاد کمک بگیرید: دست آزاد را از داخل حلقه رد کنید، مچ دست گرفته شده را بگیرید و هر دو دست را با هم به سمت شکاف شست بکشید. حالا قدرت دو دست شما در برابر شکاف انگشتان اوست، نه در برابر قدرت کل بازو.
۱
لحظه گرفتن
مکث نکنید. آرنج را خم کنید و مرکز ثقل را پایین بیاورید.
۲
چرخش به سمت شست
دست را در جهت شکاف بین شست و انگشت اشاره بچرخانید.
۳
خروج
دو تا سه قدم با زاویه فاصله بگیرید، نه مستقیم به عقب.
سه اشتباه رایج
کشیدن مستقیم به عقب
در این مسیر با قوی ترین بخش گرفتن مقابله می کنید و انرژی زیادی هدر می رود.
خیره شدن به دست
نگاه باید به فضای اطراف و مسیر خروج باشد. کسی که فقط به دستش نگاه می کند، متوجه نفر دوم یا مانع پشت سرش نمی شود.
ماندن در همان فاصله بعد از رهایی
رهایی نقطه پایان نیست، نقطه شروع فاصله گرفتن است.
چطور تمرینش کنیم
با شریک تمرین و در سه سطح: اول با گرفتن بسیار سبک و آهسته، بعد با مقاومت متوسط، و در نهایت با مقاومت غیرقابل پیش بینی. رفتن مستقیم به سطح سوم، بیشترین آسیب را در تمرین دفاع شخصی می سازد.
همین ترتیب در کلاس رعایت می شود و سرفصل های کامل بخش دفاعی را در صفحه دفاع شخصی کاربردی آورده ایم.
چیزی که مهم تر از تکنیک است
زیر فشار، ضربان قلب بالا می رود و مهارت های ظریف از دست می روند. چیزی که می ماند حرکت ساده تکرار شده است. برای همین برنامه ما تعداد کم تکنیک با تکرار زیاد است، نه نمایش صد حرکت.
اگر می خواهید این تمرین را زیر نظر مربی شروع کنید، نوبت ها و شرایط ثبت نام در صفحه کلاس ها آمده است.
وقتی مچ از پشت گرفته می شود
حالتی که کمتر تمرین می شود ولی در عمل پیش می آید، گرفته شدن مچ از پشت است. اصل کار همان است: به سمت شست حریف بچرخانید. تفاوت در این است که اول باید بدن را کمی بچرخانید تا زاویه دست را ببینید، وگرنه در جهت اشتباه فشار می آورید.
قدم اول در این حالت، پایین آوردن مرکز ثقل است. زانو ها را کمی خم کنید تا کشیده نشوید. کسی که روی پنجه بلند می شود، کنترل بدنش را از دست می دهد و بقیه حرکت بی فایده می شود.
تفاوت گرفتن دست با گرفتن لباس
گرفتن آستین یا یقه با گرفتن مچ فرق دارد. آنجا شست حریف نقطه ضعف نیست، چون پارچه در دستش جمع شده. راه باز کردن، چرخاندن نیست، فاصله انداختن است: با ساعد به مچ حریف فشار می آورید و همزمان یک قدم به عقب و زاویه بر می دارید.
این تفاوت ساده، یکی از دلایلی است که می گوییم تکنیک را باید با شریک واقعی تمرین کرد. روی کاغذ هر دو «گرفتن دست» به نظر می رسند، در عمل دو حرکت متفاوت می خواهند.
بعد از رها شدن چه کنیم
رها شدن نصف کار است. آنچه بعدش می کنید تعیین می کند موقعیت تمام می شود یا دوباره شروع. سه قدم به ترتیب اهمیت:
- فاصله بگیرید، نه یک قدم، دو یا سه قدم و ترجیحا با زاویه، نه مستقیم به عقب.
- جهت خروج را انتخاب کنید، سمت جای شلوغ تر و روشن تر، نه سمتی که بن بست است.
- صدا بلند کنید. جلب توجه در بیشتر موقعیت ها موثرتر از هر تکنیک بدنی است.
تمرین با شریک، بدون آسیب زدن به هم
در تمرین دو نفره، شریک باید قدرت گرفتنش را تدریجی زیاد کند: اول سی درصد، بعد شصت، و فقط وقتی حرکت جا افتاد نزدیک به تمام قدرت. پریدن مستقیم به گرفتن محکم، فقط باعث می شود هر دو نفر با زور کار کنند و تکنیک هیچ وقت شکل نگیرد.
قاعده ثابت کلاس ما این است که هر کس می تواند هر لحظه با یک ضربه دست روی شانه، تمرین را متوقف کند. این یک قاعده ایمنی است، نه نشانه ضعف.
وقتی ایستاده نیستید
تقریبا همه آموزش های رهایی از مچ در حالت ایستاده و رو در رو تمرین می شوند، در حالی که بخشی از موقعیت های واقعی این طور نیست: نشسته روی صندلی، در فضای تنگ یک خودرو، یا وقتی یک دستتان مشغول کیف یا گوشی است.
اصل فنی عوض نمی شود؛ نقطه ضعف همچنان شست است و مسیر خروج همچنان همان جهت است. آنچه عوض می شود امکان استفاده از وزن بدن است. در حالت ایستاده می توانید با چرخش لگن و عقب رفتن، نیرو تولید کنید؛ نشسته این امکان را ندارید و باید بیشتر به چرخش ساعد و اهرم آرنج تکیه کنید.
به همین دلیل خوب است هر تکنیکی را که ایستاده تمرین کرده اید، دست کم چند بار نشسته هم اجرا کنید. تفاوت را همان بار اول حس می کنید و همین تفاوت است که نشان می دهد تکنیک را واقعا فهمیده اید یا فقط حرکت را حفظ کرده اید.
چرا اول کند، بعد سریع
رایج ترین اشتباه در تمرین رهایی این است که از همان ابتدا با سرعت و قدرت اجرا شود. تصور این است که چون در موقعیت واقعی سریع خواهد بود، پس باید سریع تمرین شود. عکس این درست است.
در سرعت بالا، بدن هر مسیری را که راحت تر باشد انتخاب می کند و شما متوجه نمی شوید که مثلا به جای استفاده از شست، فقط با زور بازو دست را بیرون کشیده اید. آن روش در برابر شریک تمرینی جواب می دهد و در برابر کسی قوی تر، جواب نمی دهد.
الگوی درست تمرین سه مرحله ای است: اول چند هفته کاملا آهسته و با فشار کم شریک، تا مسیر دقیق حرکت جا بیفتد. بعد با فشار متوسط و سرعت متوسط. و تنها در مرحله سوم با فشار واقعی و بدون اعلام قبلی. اگر در مرحله سوم تکنیک از هم پاشید، به مرحله اول برگردید؛ این عقب گرد بخشی از تمرین است، نه شکست.